تبليغاتX
جبرئیل عشق - به بهانه کنسرت شجریان در اصفهان
بالی نیست آیت پروازی هست کس نیست رشته ی آوازی هست

وقتی در خبرها خوندم که صدای محمدرضا شجریان در گوش اصفهان می پیچه ، دلم زیر و رو شد . چقدر بی قرار و مشتاق حضور در این کنسرت بودم . برای لحظاتی زمین و زمان رو نفرین کردم که چرا زمانی شجریان به اصفهان اومده که من اونجا نیستم یا اینکه چرا زمانی که من بودم به اصفهان نیومد . حالا باز خدا رو شکر قبل از اومدن از ایران ، بخت یارم شد و تونستم به کنسرت محمدرضا لطفی برم . ( همین جا بگم که چقدر دلم برات تنگ شده رضا خلیلی پور  ! )

شجریان معنای یگانه ای برای من داره . دلنشین ترین صداییه که شنیده ام و لحظه های نابی رو با این صدا گذرونده ام . یادم نمی ره وقتی خبر زلزله بم رو شنیدم ، تنها جیزی که روح طوفانی شده ام رو تسکین می داد صدای شجریان بود که این شعر حافظ رو می خوند :

این چه استغناست یا رب وین چه قادر حکمت است / کین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

چه لحظه هایی که بغض در گلویم می شکست وقتی آواز محزون شجریان می خواند که :

دیدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد / چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد 

آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت / وه از آن مست که با مردم هوشیار چه کرد ...

و چه لحظه هایی که تنهایی هایم ، دل خستگی هایم از وضع اجتماعی و روزگار مملکتم در این فریاد شجریان موج می زد :

خانه ام آتش گرفته است / آتشی جان سوز / هر طرف می سوزد این آتش / پرده ها و فرش ها را / تارشان با پود / من به هر سو می دوم گریان / در لهیب آتش پر دود ...خانه ام آتش گرفته است / آتشی بیرحم / هم چنان می سوزد این آتش / نقش هایی را که من بستم / به خون دل / بر سر و چشم در و دیوار / در شب رسوای بی ساحل ....من به هر سو می دوم گریان / از درون خسته سوزان / می کنم فریاد / هی فریاد ...

حافظه ام سرشار است از لحظه های ناب زیستن با صدای دلنشین محمدرضا شجریان و من چه بی نصیب ام که حالا او در شهر من آواز می خواند و من در این گوشه دلگیر باید گوش به صدای او بسپارم تنها از دریچه غیر زنده نوارها و نواهایش . باشه روزگار . حالا که این طوره ، منم از پا نمی شینم . منم در خیابون های مادرید واسه خودم چرخ می زنم و با صدای شجریان در آخرین کارش همراه می شوم که :

من از کجا غم از کجا باده بگردان ساقیا

آن جام جان افزای را بر ریز بر جان ساقیا

بر دست من نه جام جان ای دستگیر عاشقان

دور از لب بیگانگان پیش آر ساقیا

نانی بده آن نان خواره را آن طامع بیچاره را

آن عاشق نانباره را کنجی بخسبان ساقیا

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 22:47  توسط منصور |